تبليغاتX
بامداد

بامداد

یکی برای همه ، همه برای یکی

سرمقاله

روزنامه نگار يا بهتر بگويم دانشجوي روزنامه نگاري هستيم. پس وظيفه اخلاقي و شغلي خود مي دانم تا به عنوان شخصي كه اين شغل پر مخاطره و در عين حال شيرين را انتخاب كرده علي رغم مشكلات و موانع موجود  به هر شكلي كه شده وظيفه روشنگري خود را انجام دهم. متأسفانه در جامعه ما براي دانشجوي روزنامه نگاري هيچ راهي براي محك زدن خود و كسب تجربه وجود ندارد. انتشار نشريه چه روزنامه، چه هفته نامه، چه ماهنامه و حتي سالنامه براي ما به امري غير ممكن بدل شده است و دانشجوي روزنامه نگاري از انتشار نشريه داخلي حتي تنها در محدوده دانشگاه نيز محروم است . پس تنها راه چاره را ورود به دنياي مجازي و ساختن وبلاگ ديدم.

سعي بر آن دارم تا حداقل هر 15 روز يكبار مطلب تازه اي را براي مخاطبان خود در اين وبلاگ بنويسم.

نام وبلاگ خود را دنيا- بامداد گذاشتم دنيا چرا كه نام نشريه روشنفكر و انديشمند بزرگ ايران زمين تقي اراني بود. اين نام را انتخاب كردم شايد كه بتوانم نام اين قلم انديش بزرگ فراموش شده را در ذهن مخاطبان اندك خود زنده كنم.

بامداد؛ اين انتخابي است دو هدف متفاوت دارد اول اينكه، مخاطب من با ورود به اين وبلاگ ياد احمد شاملو ، شاعر ، مبارز و روشنفكر بزرگ را در ذهن خود مجسم سازد. شاعري كه عشق ،انسانيت و مبارزه در شعر او داد مي زند.

دومين هدف ، بامداد طلوع خورشيد و زدودن تاريكي و ظلمات است كه با عقايد نگارنده اين وبلاك كاملاً همسو مي باشد چرا كه او چيزي جز بيان 2 انديشه را در اين وبلاگ ندارد.

انديشه اولش بر ملا ساختن مخاطرات نظام استعمارگر و استثمارگر امپرياليستي است. نظامي كه چيزي جز جنگ ، فقر، گرسنگي و اختلافات طبقاتي براي بشر به ارمغان نياورده است. نظامي كه حاصل كار آن 850 ميليون گرسنه ، روزانه مرگ 800 هزار كودك بر اثر سوء تغذيه ، آلودگي هاي زيست محيطي ، جنگ هاي منطقه اي ، تنهايي بشر، و در مجموع گرفتن نام انسانيت از انسان نبوده است .

 انديشه دوم دفاع از برابري حقوق زن و مرد ، دفاع از حقوق جنسي كه تنها به دليل ساختار جسماني اش هزاران سال است كه توسط مردان سركوب و منزوي شده است.و نمونه بارز آن اين است كه در دموكرات ترين كشورها آزادي حق راي براي زنان از صد سال تجاوز نمي كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 19:8  توسط قلم اندیش  | 

7 - عنوان : پيامدهاي منفي وارد کردن خودروهاي چيني

1 – صرفه زدن به صنعت خودروسازي  ملي

2 – خارج کردن ارز بسيار ملي

3 – وارد کردن خودروهاي بي کيفيت به کشور

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 19:31  توسط قلم اندیش  | 

6 - عنوان : دستفروشي در خيابان هاي اصلي

1 – بر هم زدن نظم جامعه

2 – نا زيبا کردن خيابان هاي اصلي شهر

3 – بالا رفتن آمار بيکاري پنهان

4 – شلوغي در اين خيابان ها

5 – امکان دزدي بيشتر در اين خيابان ها

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 19:31  توسط قلم اندیش  | 

5 - عنوان : تاثيرات منفي پارازيت هاي ماهواره اي

1 – تاثير منفي آن بر سلامت جسمي و روحي شهروندان

2 – توهين به شعور شهروندان

3 – نياز به استفاده از ماهواره براي برخي از اقشار جامعه در کارشان

4 – بي خبري مردم نسبت بهاطلاعات

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 19:30  توسط قلم اندیش  | 

4 -  عنوان : دستيابي به انرژي هسته اي

مقدمه

بخش اول : محاسن دستيابي انرژي هسته اي

1 – 1 دستيابي به داروهاي مختلف در زمينه علم پزشکي

2 – 1 کسب موفقيت هاي بيشتر در صنعت

3 – 1

بخش دوم : معايب دستيابي بهانرژي هسته اي

1 – 2 تيره و تار شدن روابط با ساير کشورها

2 – 2 باج دادن به کشورهايي مثل روسيه و چين

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 19:30  توسط قلم اندیش  | 

3 - عنوان : درخواست افزايش جريمه هاي تخلفات رانندگي

مقدمه

بخش اول : محاسن افزايش جريمه هاي تخلفات رانندگي

1 – 1 تخلفات کمتر رانندگي

2 – 1

بخش دوم : معايب افزايش جريمه تخلفات رانندگي

1 – 2 ناتواني بسياري از اقشار در پرداخت جريمه ها

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 19:30  توسط قلم اندیش  | 

2 -  عنوان : حذف يارانه کاغذ

مقدمه

بخش اول : محاسن حذف يارانه کاغذ

بخش دوم : معايب حذف يارانه کاغذ

1– 2 گراني سرسام آور کتاب ها

2 – 2 ناتواني اقشار کم درآمد در خريد کتاب ها

3 – 2 حذف فرهنگ کتاب خواني

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 19:30  توسط قلم اندیش  | 

1 – عنوان : کارکردهاي صفحه حوادث روزنامه ها

مقدمه

بخش اول : مزاياي صفحه حوادث روزنامه ها

1 – 1 اگاهي رساني از اوضاع امنيت جامعه

2 – 1

3 – 1

بخش دوم : معايب صفحه حوادث روزنامه ها

1 – 2 ايجاد رعب و وحشت ميان مردم

2 – 2 معرفي راه هاي جديد دزدي ، کلاهبرداري و ..... به صورت غير مستقيم

3 – 2 بي امنيت جلوه دادن جامعه

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 19:29  توسط قلم اندیش  | 

روز جهانی کارگر چگونه زاده شد؟

محسن حکیمی  به مناسبت اول ماه مه – 1 )

رویدادهای ماه مه 1886 از دل جنبش کارگری برای کاهش زمان کار به وجود آمد. این جنبش در دهه 1860 در آمریکا مبارزه برای 8 ساعت کار را در دستور کار خود قرار داد. در سال 1863 اتحادیه ماشین کاران فیلادلفیا بر زمینه جنگ داخلی بردگان علیه برده داران مبارزه برای تحقق 8 ساعت کار را در اولویت قرار داد. در سال 1884 یک سازمان کارگری (FOTLU ) که بعدأ به فدراسیون کارگران آمریکا (AFL ) تبدیل شد قطعنامه ای صادر و اعلام کرد که از اول ماه مه 1886 روز کار باید 8 ساعت شود. تا پیش از ماه مه 1886 بیش از 30000 نفر از کارگران آمریکا 8 ساعت کار را به دست آوردند. اما اکثر سرمایه داران در مقابل این خواست مقاومت کردند. در روز اول ماه مه 1886 به رغم تبلیغات کارفرمایان که می گفتند کارگران در این روز دست به خشونت خواهند زد صدها هزار کارگر آمریکایی به صورت مسالمت آمیز اعتصاب و راه پیمایی کردند. بزرگ ترین تظاهرات در شیکاگو شکل گرفت که در آن 90000 کارگر راه پیمایی کردند. رهبری این تظاهرات عمدتأ در دست کارگران آنارشیست بود. ۳5 هزار نفر از کارگران بسته بندی گوشت در شیکاگو در همین روز موفق شدند 8 ساعت کار را به دست آورند. ساموئل گومپرز، رهبر فدراسیون کارگران آمریکا، در سخنرانی خود در همین روز در نیویورک گفت از روز اول ماه مه همیشه به عنوان صدور دومین اعلامیه استقلال آمریکا یاد خواهد شد. اعتصاب و تظاهرات در روزهای دوم و سوم ماه مه نیز ادامه یافت. در بعد از ظهر سوم ماه مه کارگران چوب بری شیکاگو در محل کارخانه خود تجمع کرده بودند و یکی از رهبران کارگران به نام اسپایز برای آنان سخنرانی می کرد. در نزدیکی این محل، کارخانه مک کورمیک قرار داشت که ماشین آلات کشاورزی تولید می کرد. کارگران این کارخانه نیز برای 8 ساعت کار اعتصاب کرده بودند. اما کارفرما آنان را به کارخانه راه نمی داد و به جای آنان عده ای اعتصاب شکن را به کار گمارده بود. کارگران اعتصابی پشت در کارخانه تجمع کرده بودند. چند صد تن از کارگران چوب بری به قصد حمایت از این کارگران و برای تنبیه اعتصاب شکنان در هنگام تعویض شیفت به سوی این کارخانه راه افتادند. پلیس شیکاگو به محض اطلاع از قصد این کارگران به فاصله ۱5 دقیقه در محل حاضر شد و برای متفرق کردن کارگران شروع به تیراندازی کرد. با شنیدن صدای تیر سایر کارگران چوب بری نیز به قصد کمک به رفقای خود به سمت کارخانه مک کورمیک حرکت کردند. اما پلیس راه را بر آنان بست و به سویشان تیراندازی کرد. در این تیراندازی دست کم چهار نفر از کارگران کشته و عده زیادی زخمی شدند. پس از این واقعه آگوست اسپایز دو اعلامیه به زبان های انگلیسی و آلمانی صادر کرد.عنوان اعلامیه اول این بود: انتقام! کارگران مسلح شوید! که در آن مسئولیت کشتار کارگران بر عهده کارفرمایان گذاشته شده بود. اعلامیه دیگر کارگران را برای روز بعد به شرکت در یک تجمع در میدان تره بار شیکاگو برای محکوم کردن کشتار کارگران فرا می خواند. روز چهارم ماه مه 1886 بازداشت و سرکوب وسیع کارگران آغاز شد. اما به رغم این سرکوب، در بعد از ظهر این روز حدود 3000 کارگر در میدان تره بار شیکاگو جمع شدند. نخست آگوست اسپایز و آلبرت پارسونز هر دو از رهبران کارگران سخنرانی کردند و پس از این که آنان محل را ترک کردند ساموئل فیلدن یکی دیگر از رهبران کارگران در حال سخنرانی بود که 180 نفر پلیس سر رسیدند و از کارگران خواستند متفرق شوند. فیلدن اعتراض کرد و گفت که تجمع کارگران مسالمت آمیز است. در همین اثنا از میان کارگران بمبی به طرف پلیس پرتاب شد که با انفجار آن 66 پلیس زخمی شدند که سپس 7 نفر از آن ها مردند. پس از این حادثه پلیس به سوی کارگران آتش گشود که در جریان آن 200 نفر از کارگران زخمی و چندین نفر کشته شدند. به دنبال موج سرکوب 8 تن از رهبران کارگران که همه آنارشیست بودند دستگیر شدند. از این 8 تن در هنگام بمب اندازی فقط یکی در محل حضور داشت که او هم در حال سخنرانی بود. دادگاه، به جز یکی که به 51 سال حبس محکوم شد بقیه را به اعدام محکوم کرد. دو تن از محکومان به اعدام تقاضای عفو کردند که پذیرفته شد و حکم آنان به حبس ابد تقلیل یافت. یکی دیگر از اعدامی ها در زندان خودکشی کرد و چهار نفر بقیه به نام های آگوست اسپایز، آلبرت پارسونر، آدولف فیشر و جرج انگل در 11 نوامبر 1887 اعدام شدند. 6 سال بعد فرماندار ایلی نوی سه کارگر زندانی را آزاد و اعلام کرد که کارگران اعدام شده بی گناه بوده اند. و بدین سان معلوم شد که کل قضیه پرتاب بمب و محاکمه کارگران توطئه ای برای سرکوب جنبش کارگری بوده است.

سال های 1886 تا 1888 سال های سرکوب کارگران آمریکا بود. اما کارگران سایر کشورها به ویژه کشورهای اروپایی به حمایت از کارگران آمریکایی برخاستند. در اثر این حمایت ها فدراسیون کارگران آمریکا در سال 1888 پیشنهاد کرد که روز اول ماه مه1890 به روز تحقق 8 ساعت کار از طریق اعتصاب و تظاهرات تبدیل شود. در سال 1889به مناسبت صدمین سالگرد انقلاب کبیر فرانسه بیش از 400 هیأت نمایندگی در کنگره بین المللی سوسیالیست ها که در واقع کنگره موسس انترناسیونال دوم بود، در پاریس حضور به هم رساندند. ساموئل گومپرز رهبر فدراسیون کارگران آمریکا نیز نماینده خود را به این کنگره اعزام کرده بود تا پیشنهاد فوق را مطرح کند. این کنگره قطعنامه ای صادر کرد و در آن تمام کارگران جهان را به اعتصاب و تظاهرات در اول ماه مه 1890 فرا خواند. در این روز کارگران آمریکا و اروپا و نیز شیلی، پرو و کوبا به این فراخوان پاسخ مثبت دادند. فردریش انگلس که در این روز خود در اجتماع نیم میلیون نفری کارگران انگلیس در هاید پارک لندن حضور داشت، این تجمع را چنین گزارش کرد: هم اکنون که دارم این سطور را می نویسم، پرولتاریای اروپا و آمریکا دارد از نیروهای خود سان می بیند. این نیروها برای نخستین بار به سان یک ارتش و زیر یک پرچم بسیج شده اند تا برای یک هدف فوری یعنی 8 ساعت کار در روز بجنگند. با آن که قطعنامه فوق کارگران را فقط برای اول ماه مه 1890 به تظاهرات فرا خوانده بود، اما این رویداد در سال های بعد نیز تکرار شد و بدین سان روز تاریخی اول ماه مه یعنی روز جهانی کارگر پدید آمد.

کارل مارکس:تمام فلاسفه تاکنون جهان را به شیوهای گوناگون تفسیر کرده اند

مقصود تغییر آن است.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:41  توسط قلم اندیش  | 

زنده باد اول ماه مه

روز جهانی کارگر

۱۱ اردیبهشث روز جهانی کارگر را به تمام کارگران تبریک میگویم.

با امید به دیدن روز آگاهی کارگران و براندازی نظام بورژوازی و برقراری

آزادی و عدالت در سراسر کره خاکی

کارل مارکس:کارگران همه کشورها متحد شوید.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:5  توسط قلم اندیش  |